شاخه آمریکا عربستان حملات تروریستی اخبار بین الملل

شاخه: آمریکا عربستان حملات تروریستی اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی مرز شکن نیستم / فائزه هاشمی

دختر آقای هاشمی بودن بعد از فوت او سخت است زن بودن در کشور عزیزمان ایران یک عنوان سیاسی نیست مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران به شهردار شدن محسن رأی دادند ما وارث

مرز شکن نیستم / فائزه هاشمی

فائزه هاشمی: مرز شکن نیستم

عبارات مهم : ایران

دختر آقای هاشمی بودن بعد از فوت او سخت است زن بودن در کشور عزیزمان ایران یک عنوان سیاسی نیست مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران به شهردار شدن محسن رأی دادند ما وارث هاشمی هستیم؛ وارث دوستی ها و مزاحمت ها انتصاب وزیر زن به وسیله آقای احمدی نژاد، عالی ترین اقدامش بود

مرز شکن نیستم / فائزه هاشمی

دومین دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، فائزه هست؛ یکی از نام آشناترین فرزندان او که در همه سال هایی که از ورودش به عرصه سیاست گذشته، او را به عنوان یکی از پرسروصداترین و البته پرحاشیه ترین فرزندان آیت الله هاشمی می شناسند. فائزه هاشمی رفسنجانی در آن دو ساعتی که در دفترش روبه روی ما نشست جهت مصاحبه ای مفصل راجع به زندگی و خانواده و دغدغه همیشگی اش پرسشها زنان، با قبل از فوت پدرش کمی تفاوت کرده بود؛ جهت همین تفاوت های کوچک در زندگی اش در ٦ ماه گذشته هم بود که همان اول گفت وگو گفت دختر آقای هاشمی بودن قبل از فوت او سخت نبود و حالا کمی هست؛ دلیلش هم جهت این حرف، بسیار بود: «یکی دوستی زیاد مردم که پاسخ دادنش سخت است و یکی محدودیت هایی که در چندماه گذشته جهت خانواده او ایجاد شده است است.»

فائزه مثل روش همیشگی اش در گفت وگوها، حرف های زیادی جهت گفتن داشت؛ از پرسشها خانوادگی اش که هر لحظه پرحاشیه بوده و پرسش ها راجع به آنها بسیار، تا فعالیت ها و دغدغه هایش راجع به زنان. او گفت که هنوز که هنوز است عفت مرعشی، مادرش راجع به نوع حجابش به او تذکر می دهد، گفت دلش جهت پدر تنگ شده است و هنوز در منزل به یاد او گریه می کند، گفت دوست داشت برادرش محسن، شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران شود چون به نظرش رأی مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران به فهرست اصلاح طلبان، رأی به شهردار شدن محسن بود، گفت از نظرش زنان ایرانی نباید از مبارزه جهت رسیدن به حقوقشان دست بردارند و در آخر گفت که مرزشکن نیست و البته از هیچ کدام از کارهایش هم پشیمان نیست؛ و حرف های دیگر بسیار.

دختر آقای هاشمی بودن بعد از فوت او سخت است زن بودن در کشور عزیزمان ایران یک عنوان سیاسی نیست مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران به شهردار شدن محسن رأی دادند ما وارث

فائزه هاشمی رفسنجانی متولد ۱۷ دی ۱۳۴۱ در قم هست؛ او دومین دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، مدیرمسئول سابق روزنامه زن، فعال سیاسی، نماینده مجلس شورای اسلامی در دوره پنجم، عضو حزب عاملان سازندگی و مدیر فدراسیون اسلامی ورزش زنان هست؛ فدراسیونی که حالا می گوید خیلی دوست دارد دوباره زنده اش کند و درخواست صدور مجوز برایش داده ولی پذیرفته نشده است.

دختر آقای هاشمی بودن سخت است؟

چه زمانی؟ الان یا قبلا؟ چون می دانید دیگر، دوران ما به بخش های متفاوت تقسیم می شود؛ قبل از انقلاب، بعد از انقلاب، قبل از احمدی نژاد، بعد از احمدی نژاد. ما مقاطع تاریخی ای داریم که زندگی مان به آنها وابسته است.

کلا؛ هم قبل از فوت ایشان هم بعد از آن.

در وقت حیات آقای هاشمی، دختر او بودن نه تنها سخت نبود، بلکه خوب هم بود؛ یعنی مشکلی به علت دختر آقای هاشمی بودن نداشتم، به خصوص از هنگامی که که فعالیت های اجتماعی ام را شروع کردم مثل ورزش و حقوق زنان و…؛ اعتقاد دارم که همه اتفاقات مثبتی که آن دوران افتاد به علت دختر آقای هاشمی بودن بود. یعنی به خاطر وجود ایشان من حمایت های زیادی در مجموعه دولت و بیرون آن داشتم؛ به عنوان نمونه وقت هایی که به استان ها می رفتم و با امام جمعه ها و استانداران ملاقات و راجع به ورزش زنان صحبت می کردیم، خب همه اینها اگر من دختر آقای هاشمی نبودم، طبعا انجام نمی شد، این دیدارها صورت نمی گرفت و بعد هم تحت تأثیر این گفت وگوها یک سری سیاست ها شکل نمی گرفت. بنابراین در کل در آن وقت نه تنها دختر آقای هاشمی بودن سخت نبود که وقت هم بود؛ به خصوص اگر بتوانی از آن وقت ها استفاده کنی. البته من از همه کارهایی که کردم هیچ وقت منفعت شخصی نبردم، تمام این سال ها حتی یک ریال حقوق نداشتم.

مرز شکن نیستم / فائزه هاشمی

وقتی فدراسیون اسلامی ورزش زنان بودید، چطور؟

آن موقع هم حقوقی نمی دانند و البته دنبال حقوق گرفتن هم نبودم. نه تنها از این فعالیت ها درآمدی نداشتم بلکه از خودم هم خرج می کردم؛ ولی خب نمی شود گفت که استفاده هم جهت من نداشت؛ به هر حال همین که مورد توجه واقع می شوی و با تو همکاری می شود و رسانه ها به سراغت می آیند، همه اینها بالاخره خوب است.

ولی موقع نمایندگی مجلس که حقوق می گرفتید؟

بله؛ تنها جایی که در فعالیت هایم حقوق می گرفتم، موقعی بود که نماینده مجلس بودم و الان در دانشگاه. هزینه زیاد دادم و هنوز هم ادامه دارد. از هزینه هایی هم که دادم، پشیمان نیستم چون تأثیراتش را می بینم؛ چون اعتقاد دارم که اگر تو تأثیرگذار نباشی و نتوانی بافایده باشی کاری با تو ندارند و هزینه ای هم نخواهی داد. هنگامی که می بینم توانسته ام بافایده و جریان ساز باشم، راضی ام. به عنوان نمونه الان می بینم خیلی از مسائلی که موقعی به خاطرشان شماتت می شدم، الان اتفاق افتاده و تبدیل به یک فرهنگ شده است هست؛ اینها جهت من افتخار است و به آن می بالم. به طور معمول به ذهنم هم نرسیده است که کاش فلان کار را نمی کردم؛ به عنوان نمونه از همان شروع فعالیت من، من نرفتم دنبال ورزش زنان، زنان ورزشکار آمدند سراغ من و گفتند جهت این که از تعطیل شدن ورزش زنان جلوگیری کنیم، شما بیا چون دختر آقای هاشمی هستی، اگر به کلوب اسدی که نزدیک منزل ما بود، بیایی و بازی کنی، می فهمند اسلام و ورزش زنان تضادی با هم ندارند و آن وقت ورزش زنان تعطیل نمی شود.

دختر آقای هاشمی بودن بعد از فوت او سخت است زن بودن در کشور عزیزمان ایران یک عنوان سیاسی نیست مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران به شهردار شدن محسن رأی دادند ما وارث

آن وقت هم والیبال بازی می کردید؟

با بسکتبال شروع کردم که بدانند در ورزش زنان، محجبه ها هم هستند مثل بقیه مسائل. من هم به بابا گفتم و او هم موافق بود و رفتم. خب اینطوری کم کم وارد پرسشها می شوی و مردم مشکلاتشان را می گویند. خلاصه همین طور پله پله مردم ما را وارد قضایای مختلفی کردند. من هم فکر کردم که اصلا شاید اخلاقی و انسانی نباشد که خودت را کنار بکشی، هنگامی که می توانی کمک به حل مشکلی کنی یا جلوی بروز پرسشها را بگیری.

گفتید قبل از فوت آقای هاشمی، دختر او بودن سخت نبود؛ ولی اینطور که از کلام شما پیداست، الان قضیه تفاوت کرده هست. چرا؟

الان دو بخش دارد؛ یکی دوستی مردم است که واقعا فوق العاده است و من امیدوارم ما بتوانیم لایق محبتشان باشیم. یک بخش دیگر اتفاق های منفی هست. ما دو عنوان را از آقای هاشمی به ارث بردیم؛ یکی دوستی مردم و یکی مزاحمت هایی که جهت او ایجاد می شد و آنها نصیب ما هم شده است است.

مرز شکن نیستم / فائزه هاشمی

الان چه مزاحمت هایی است مثلا؟

خب به عنوان نمونه این که پنج نفر از اعضای خانواده ما ممنوع الخروج شده است اند یا مرتبا به دادگاه احضار می شویم. خب قبلا من آن قدر پرونده نداشتم؛ قبلا کم وبیش داشتم ولی در چهار پنج ماه گذشته مدام احضاریه می فرستند که هنگامی که می رویم عمدتا گزارش های کذب است و واقعیت ندارد و به نظر هم می رسد که این ماجرا می خواهد ادامه پیدا کند و تمامی ندارد. البته این را هم سخت نمی دانم؛ سرشت زندگی ما انگار همین هست، انگار توی خونمان هست. جزیی از زندگی ما شده است و به آن عادت کرده ایم.

غیر از شما، بقیه اعضای خانواده هم احضار شده است اند؟

احضار نشده اند ولی خب ممنوع الخروج شده است اند. احضار نکرده ممنوع الخروج کرده اند. کاش این اتفاقات بر اساس یک سری دلایل واقعی بود. خودشان هم بهتر از ما می دانند که این گزارش ها واقعیت نداردچون همه چیز ما کنترل می شود.

الان دقیقا چندوقت است که ممنوع الخروج شده است اید؟

من در ٢٦ اردیبهشت امسال ممنوع الخروج شدم.

شاید این تصور می شود که شما اعتبار مهم تان را از دست داده اید.

ممکن است یک دلیلش باشد. دلایل دیگری را در این مسأله دخیل می دانم. شاید تصور می شود که ما اسنادی را از رازها نظام در اختیار داریم که می خواهیم منتشرش کنیم در حالی که چنین چیزی نیست؛ آقای هاشمی عاقل تر و باتدبیرتر و سیاستمدارتر از این بود که بخواهد اسنادی را جهت ما به جا بگذارد. حداقل من یکی که هیچی ندارم. حالا اگر بر فرض هم اسنادی باشد، با تکنولوژی امروز مورد نیاز به خروج از کشور جهت انتشار آنها نیست. به نظر می رسد با شایعات و گزارش ها و پرونده هایی که جهت من درست کرده اند، به دنبال این هستند که عامل بیگانه، جاسوس و در این مایه ها چیزی دربیاورند.

به بحث زنان برگردیم. می خواهم نظر دقیق آقای هاشمی را راجع به حضور زنان در جامعه بدانم. در دوره های متفاوت فعالیت ایشان، مواضع مختلفی را از او در این باره دیدم.

مواضع متناقضی ندیدم.

منظورم مواضع متناقض نیست؛ منظورم این است که بعدها نظر او راجع به خیلی از پرسشها تعدیل شد؛ به عنوان نمونه او زمانی در یکی از نمازجمعه های بعد از انقلاب گفتند که زنان بی حجاب، مسئله آفرینی را بس کنند و انگار آنها نیاز به خشونت دارند – نقل به مضمون- ولی بعدها کار به جایی رسید که هنگامی که گشت ارشاد راه افتاد، ایشان مواضع صریح و انتقادی در این باره گرفتند. شما یکی از فرزندان آقای هاشمی هستید که دغدغه جدی پرسشها زنان را دارید؛ یعنی فاطمه زن هم فکر نمی کنم در این حوزه مثل شما دغدغه مند باشند. می خواهم بدانم شده است بود که با آقای هاشمی راجع به پرسشها زنان بحث کنید یا روی او تأثیر بگذارید؟ چون یکی از مسائلی که راجع به خانواده شما مطرح هست، این است که آقای هاشمی از فرزندانش تأثیر می گرفت.

مواضع بابا و تفکرات او در صحبت ها و عملکردش و… است و قابل یافتن هست. حداکثر می توانم راجع به گفت وگوهایی که با ایشان و استنباطی که از روش و صحبت های او داشتم، اظهارنظر کنم. اول این که همین که من و فاطی، زنان فعالی در جامعه هستیم و آقای هاشمی نه تنها ما را منع نکرده بلکه حمایت و هدایت هم کرده هست، خودش گویای نگاه ایشان به زنان هست. در ورزش زنان هم بدون حمایت آقای هاشمی نمی توانست اتفاقی بیفتد. سایر سخنان و بیانات و عملکرد ایشان نیز نشان دهنده این است که اعتقاد به حضور زنان در جامعه و پیشرفتشان بود. شما به وقت های حرف های ایشان اشاره کردید. به نظر من هر چیزی را باید در وقت خودش ارزیابی کرد. بعضی موارد خاص است و ارزیابی آنها باید براساس آن شرایط خاص صورت گیرد، ضمن این که شاخصه افراد فرهیخته تحول است ازجمله آقای هاشمی.

فکر نمی کنید این توصیه ای که شما می گویید، تبدیل به نوعی توجیه شده است است؟ خب وقت آقای بهشتی هم همان وقت بوده ولی نظراتشان به تندی آقای هاشمی در آن وقت نبوده است.

اینها همه با هم بودند. آقای بهشتی هم وقت اندکی از حیاتشان بعد از انقلاب ادامه یافت، لذا این مقایسه شاید منطقی نباشد.

ولی خب در ادامه، نظرات او در بین بعضی مسئولان تحمل نشد و حتی از پدر شما نقل است که از آقای بهشتی می پرسد تو چطور این برخوردها را تحمل می کنی و او هم می گوید نوبت به شما هم می رسد.

خیلی اتفاقات آن وقت یادم نیست که بخواهم دقیق اظهارنظر کنم. یکی از مسائلی که بابا خیلی به آن اعتقاد داشت، تحصیل زنان بود. ایشان می گفتند زنان باید خودشان را از لحاظ محتوا و دانش تقویت کنند و نیرومند شوند و نهادینه و پایدار باشند. خیلی اعتقاد داشتند کارها باید به تدریج انجام شود و کم کم هر چیزی جاي خودش را باز کند. من این استدلال ایشان را در ورزش زنان خیلی می بینم که به تدریج جلو رفت و در حال حاضر سیلی است که نمی توان جلوی آن را گرفت و متوقف کرد.

شما جایی گفته بودید که آقای هاشمی خود زنان را در پیشرفت نکردنشان مقصر می دانند.

من هر لحظه به بابا می گفتم آیا ما زن وزیر نداریم، عضو زن مجمع تشخیص یا مدیر زن دانشگاه و خیلی از سمت های دیگر را نداریم. جواب ایشان این بود که خود زنان به زنان رأی نمی دهند، شما چه انتظاری دارید؟ می گفت اگر شما به خودتان رأی بدهید الان همه مجلس زن بودند. حرف درستی هم بود ولی البته من جوابی هم به ایشان می دادم و می گفتم خب آیا زنان به زنان رأی نمی دهند؟ چون زن ها هم را نمی شناسند. هر کس که در رسانه هاست، معمولا مردم آن را می شناسند و به او رأی می دهند و رسانه ها نیز پر است از صدای مسئولان که عمدتا مردان هستند. یا به عنوان نمونه من آیا توانستم به روایتی رأی دوم و به روایتی رأی اول پایتخت کشور عزیزمان ایران را در مجلس پنجم بگیرم؟ جهت این که من در آن وقت به علت ورزش زنان در رسانه ها مطرح بودم. بعد هم عنوان دوچرخه سواری مطرح شد و مردم اسم من را زیاد شنیدند.

و البته کار به جایی رسید که گفته شد شما نفر اول پایتخت کشور عزیزمان ایران بودید ولی به علت حضور آقای ناطق، شما را نفر دوم اعلام کردند.

بالاخره جهت ما مشخص نشد که چگونه بود؛ بابا این را قبول نداشت.

فکر می کنم بیشتر، مادرتان اعتقاد دارند که شما نفر اول بودید.

بله؛ مامان اعتقاد است بابا را راضی به این کار کردند. برگردیم به موضوع، جواب من به بابا این بود. یک مثال این قضیه، سیستان و بلوچستان در انتخابات شورای شهر امسال است.

بله اخیرا ٤٠٠ زن در شوراهای شهر و روستای این استان گزینش شده است اند.

بله؛ آن هم در سیستان وبلوچستانی که همه می گویند سنتی و مرد سالار است و… حالا آیا زنان به این اندازه رأی آوردند؟

من فکر می کنم یکی از دلایلش، انتصاب های آقای هاشمی، استاندار این استان هست. او در میان مدیرانش، از زنان زیاد از هر لحظه استفاده کرد.

دقیقا؛ او بیش از ٥٠ زن را در سمت های مدیریتی با سطوح متفاوت منصوب کرد. مردم نتیجه کار این زنان مدیر را دیدند و بعد به زنان رأی دادند. بحث من با بابا هر لحظه همین بود، او می گفت شما خودتان مقصرید و من هم می گفتم شما مقصرید که زنان را منصوب نکردید و مردم آنها را نشناختند. بعد هم به سهمیه ٣٠ درصدی زنان رسیدیم. ایشان در سال ٩٢ و قبل از انتخابات مجلس در بحث سیاست های کلان انتخابات در مجمع، سهمیه ٣٠ درصدی را پیشنهاد دادند که متاسفانه با اختلاف دو رأی افتاد. بنابراین بابا هم به این نتیجه رسیده بود و اعتقاد جدی به فعالیت زنان داشت. خود بابا هم به این نتیجه رسیده بود که سهمیه مورد نیاز است و راه دیگری نیست. در کل ایشان به زنان نگاه مثبتی داشت. عملکرد ایشان به همراه این نگاه بود که امور باید تدریجی و با ساختن فرهنگ همراه باشد. ایشان نخستین مدیر جمهوری بود که نخستین مشاور زن را در هیأت دولت منصوب کرد.

بله، زن حبیبی.

بله ایشان پست مشاوره را ایجاد کرد و بعد در دوران آقای خاتمی، مرکز امور همکاری زنان شکل گرفت.

بحث شورای شهر شد. زمانی که مسأله شهردارشدن آقای محسن هاشمی پیش آمد، شما دوست داشتید که او شهردار شود؟ نظر خانواده چه بود؟

مامان دوست نداشت که محسن شهردار شود. مامان البته دوست نداشت بابا هم مدیر جمهوری شود. ولی من فکر می کنم بین کاندیداها، محسن گزینه مناسبی جهت شهرداری بود و فکر می کنم مردم به شهردارشدن محسن رأی دادند. این موضوعی است که این روزها زیاد می شنوم.

یعنی از آقای نجفی هم محسن هاشمی را مناسب تر می دانید؟

فکر می کنم سوابق اجرایی و کاری محسن در این حوزه بسیار متفاوت هست؛ امیدوارم فکر نکنید چون برادرم است اینطور می گویم. درنهایت این اعضای شورای شهر هستند که باید خودشان تصمیم بگیرند که گرفتند.

خانم هاشمی می خواهم بدانم آقای هاشمی راجع به مسأله حجاب در برخورد با زنان خانواده اش چه بود؟ به عنوان نمونه دختران آقای بهشتی همین اخیرا گفتند که به دخترانش می گفته من حتی به شما نمی گویم که روسری سرتان کنید یا چادر سرتان کنید آقای هاشمی اگر شما گزینش دیگری جهت حجاب داشتید، با شما مخالفت می کردند؟

بعید می دانم، هیچ وقت یادم نمی آید که بابا جهت ما اجبار اینجوری گذاشته باشد، ما هم فرزند هایی نبودیم که راه دیگری برویم، شاید اگر می رفتیم، اجبار می شد.

مثلا جهت شما پیش نیامد که با حجاب مخالفتی کنید و بگویید که به حجاب اعتقادی ندارید؟

نه، من حجاب را به صورت سنتی و بدون هیچ تحقیقی گزینش کردم و با حجاب جهت خودم مشکلی نداشتم و ندارم.

به طور سینه به سینه به شما انتقال یافته شده.

بله، در خانواده ای بزرگ شدیم که اسلام و حجاب جهت ما قابل قبول بوده و از آن هم راضی هستیم و دلم نمی خواست طور دیگری می بودیم. چادر را هم سنتی سرم می کنم و اعتقاد ندارم که چادر حجاب برتر هست، چادر حجابی است مثل حجاب های دیگر. یادم نمی آید که اضطراری در این قضایا داشته باشیم. شاید هم شرایطی پیش نیامد که اجبار باشد.

در مورد بقیه زنان چطور.

مطالبات جامعه و شرایط جامعه هم تفکرات آدم ها را عوض کردن می دهد. همه اینها ثابت نمی تواند باشد که از ابتدای زندگی تا آخر یک تفکر داشته باشی. نسل های متعددی از انقلاب تاکنون آمده اند؛ این روی تفکر و روح و روان آدم ها تأثیر می گذارد. اگر یادتان باشد همان موقع ها آقای هاشمی در نماز جمعه راجع به کت و دامن به عنوان حجاب حرف زدند که خیلی هم مورد انتقاد قرار گرفتند.

البته در همان دوره هم گفته بودند که زنان بی حجاب بساطشان را جمع کنند.

این را که بحث کردیم؛ هر چیزی در شرایط خودش باید بررسی شود.

فکر می کنم سال ٦١ بود که چنین چیزی گفتند.

آیات قرآن را که نگاه می کنید، نوشته بعضی آیات در شرایط خاص است و توانایی تفسیر کلی، مطلق و عمومی ندارند. این که مردها می توانند چهار زن بگیرند، تفسیر و توضیح دارد، یک جمله را نمی توانیم بگیریم و راجع به آن به صورت مطلق قضاوت کنیم. می گوید چهار زن بگیرند و عدالت را رعایت کنند. عدالت که فقط اقتصادی نیست. عاطفه هم هست. آیا مردی که زن دوم را می گیرد، زن دوم را به اندازه زن اول دوست دارد. اگر دوست داشت که این کار را نمی کرد. بعد عملا یک چیزهایی می گذارند که آن اتفاق نیفتد؛ اینها همه شرایط خاص دارد. صحبت های بزرگان هم این گونه است.

فکر می کنم که ایشان در یک دوره ای عوض کردن کردند. فکر می کنم تأثیرات شما و فاطمه و عفت زن می توانسته در این عوض کردن کمک کرده باشد.

به هر حال همه عوض کردن می کنند؛ مهم این است که پویا و متحول باشی و از عوض کردن نترسی و شهامت آن را داشته باشی. این گونه افراد، افراد باارزش، فرهیخته و بزرگی اند. از کسانی که حاضر به عوض کردن نیستند باید ترسید. افرادی که در یک قالب کلیشه ای بدون توجه به وقت و مکان توانایی عوض کردن و تحول ندارند. به خصوص اگر آینده ملت نیز دست این افراد باشد. همچنان که کار مجتهد نیز به روزکردن اسلام هست. می تواند تأثیرات ما هم باشد. ما بالاخره بازتاب زنان جامعه مان هستیم و برنامه های متفاوت و زنان مختلفی که در سمینارها و همایش ها و نماز جمعه و … دیدار می کنند، به هر حال نگاه عوض می شود. یک چیزهایی می گوید بعد شرایط عوض می شود، مطالبات عوض می شود و نیازهای جامعه عوض کردن می کند. آدم ها باید براساس نیاز جامعه حرکت کنند، من این را یک حسن می دانم؛ به عنوان نمونه عوض کردن که پیدا می کنند این حسن است و من این را یک توصیه منفی تلقی نمی کنم؛ یعنی این قدر من روشن هستم که اجازه می دهم آن عوض کردن ایجاد شود. تحجر یعنی این که هیچ عوض کردن در تفکر ایجاد نشود و همه درها را می بندد. انسان می تواند با توجه به نیازهای جامعه به روز باشد، روشنفکری یعنی همین دیگر. مجتهد یعنی همین؛ یعنی براساس شرایط روز، فتوای تازه بدهید و نیازهای جامعه را بتوانید ببینید. وقت و مکان خیلی در تفکرات مهم هست. گفتید آقای هاشمی حرف فرزند هایش را گوش می کرد یا نه. در این باره باید بگویم که این را قبول ندارم که آقای هاشمی تحت تأثیر فرزند هایش بود.

چون خیلی ها می گویند در خانواده آقای هاشمی فرزند سالاری بود؛ یعنی یک جاهایی شما بین تان بحث می شده، به عنوان نمونه آن وقت که شما با یکی از زندانیان زن، ملاقات کردید، به شما گفتند که آیا این کار را کردید؟

بعد از آن قضایا بابا گفت که دیدی چه جنجالی شد. این نیست که آقای هاشمی تحت تأثیر فرزند هایش بود. طبیعی است که ما به عنوان افرادی که در جامعه هستند، به ایشان نظرات افراد و خودمان را منعکس می کردیم؛ به عنوان نمونه می گفتیم که فلان جا بودیم و این حرف ها زده شد یا انتقاد کردند یا به حرف شما انتقاد کردند یا تأیید کردند. به هر حال اینها نظرات جامعه بود و ما اینها را انتقال یافته می کردیم. گاهی بابا بحث می کرد و می گفت که این طور که شما فکر می کنید، نیست. گاهی هم حرف ما را قبول می کرد. این طور نبود که تحت تأثیر مطلق ما باشد. بعضی وقت ها دعوایمان هم می کرد، مستدل توضیح می داد. او ما را هدایت می کرد. بعضی جاها هم می دید که حرف ما درست هست. انسان آزاد باید این طور باشد. البته فقط ما نبودیم، از جاهای مختلفی مشاور داشت و افراد زیادی به بابا نظراتشان را می دادند و ایشان هم بر اساس تفکرات خود می فهمید که کدام درست است کدام نیست؛ ولی خب ما مرکزی شده است بودیم در منزل جهت نق زدن مرتب. آیا این جا اینطوری شده است آیا آن جا آن طوری شده. مخصوصا مامان. ایشان بیرون می رفتند و می دیدند. ما بسته نبودیم و نیستیم، هر لحظه در جامعه بودیم، در مغازه خرید می کنیم، فرودگاه و مطب دکتر می رویم و…. آدم می شنود نظرات و پرسشها دیگر را و وظیفه خود می دانستیم و می دانیم که نسبت به این نظرات و پرسشها جامعه بی تفاوت نباشیم.

درباره پدرتان پرسیدم. راجع به مادرتان هم می خواستم بپرسم. راجع به حجاب هست. به عنوان نمونه همین الان نوع حجاب شما با مادرتان تفاوت می کند.

من یک نسل جلوتر هستم. نوع حجاب دخترم هم با من تفاوت می کند.

تا به حال شده است مادرتان شما را در این باره نصیحت کند؟

بله، فراوان. هر وقت من را می بیند، می گوید آیا جوراب پایت نیست، آیا دست هایت بیرون هست، آیا با مردها حرف می زنی (خنده)، فراوان و هزار چرای دیگر. من جوابم این است که اینها هیچ کدام خلاف دین نیست.

یعنی با این سن و سال، هنوز هم از این نوع تذکرات به شما می دهند؟

بله، تازه این واکنش‌ها مامان شدیدتر هم شده، شاید فکر می کند در نبود بابا مسئولیت سنگین تری دارد. هنوزم که هنوز است این تذکرات را به ما می دهد. به هر حال جهت پدر و مادر، هر لحظه شما فرزند هستی. ما همین حالت را به فرزند هایمان داریم. من به مادرم می گویم من الان ٥٥ سالم هست، یعنی نمی دانم چطوری رویم را بگیرم.

به فاطمه زن هم از این تذکرات می دهند؟

بله، به او هم می گوید. البته با این نوع حجاب با روسری مشکلی ندارد ولی کلا هنگامی که کنارش بنشینی مدام می گوید آیا خندیدی؟ آیا ماتیک زدی؟ و….

فکر می کنید بین شما و فاطمه خانم، شبیه ترین دختر خانواده از نظر اخلاقی و مشی، به عفت مرعشی کدامتان است؟ خب زن مرعشی به عنوان یک زن قدرتمند در خانواده و بیرون آن هر لحظه مطرح بوده است.

بله، همین طور هست. از نظر قیافه خب فاطی شبیه تر هست. از نظرات دیگر، عین هم هستیم.

من فکر می کنم شما نوع رفتارتان به عفت زن شبیه تر است.

خب دیگران باید قضاوت کنند. به هر حال من جواب ندهم بهتر هست؛ دیگران قضاوت کنند، بهتر هست. به عنوان نمونه قبلا زن رهنورد گفته بود که دلیری فائزه به مادرش رفته، در حالی که همه فکر می کنند این شاخصه من شبیه بابا است.

مثلا فکر می کنم از برادرهایتان، آقامحسن شبیه پدرتان است و از دخترهای خانه، شما به مادرتان رفته اید.

شاید؛ مردم باید در این باره قضاوت کنند.

عفت زن هنوز خاطراتشان را می نویسند و قرار نیست دوباره منتشر شود؟

بله، هر روز می نویسد و جلد دوم آن قرار هست، منتشر شود.

شما هم هر روز می نویسید؟

بله، از زمانی که نماینده مجلس شدم، خاطراتم را می نویسم.

این عادتی است که از پدرتان به شما رسیده، درست است؟

بله، همه اعضای خانواده ما خاطرات می نویسند. من ٢١ سال است خاطراتم را می نویسم؛ ولی به انتشارش نمی توانم فکر کنم، چون خیلی از آنها حتما جهت چاپ کردن ممنوع است.

از خاطرات آقای هاشمی، خاطره منتشرنشده ای نیست که شما بخواهید منتشرش کنید؟

خاطرات تا سال ٧٣ قبل از فوت ایشان چاپ شده، بعد از این هم همین روند ادامه پیدا می کند. از آن جا که محسن مسئول انتشار این خاطرات از ابتدا بود، او نظرات بابا را بهتر می داند که چگونه این روند ادامه یابد که با سیاست های بابا هماهنگ باشد.

خانم هاشمی همان طور که احتمالا شاید تا به حال به شما گفته شده است باشد، شما را یک زن مرزشکن می دانند؛ از همان ماجرای دوچرخه سواری و همه فعالیت های بعدش.

من اول این مرزشکنی را توضیح دهم. من خودم را مرزشکن و ساختارشکن نمی دانم، چون هرگز چنین هدفی نداشته ام، بلکه خودم را فردی طبیعی می دانم که در قالب کلیشه های تحمیلی قرار نگرفته هست. من واکنش‌ها کلیشه ای را دوست ندارم؛ به عنوان نمونه یکی از این پرسشها روسری هست، از همان اول روسری رنگی می پوشیدم. اعتقادم این است که آدم ها باید خودشان باشند، این که جهت ما کلیشه های غیرمنطقی را ایجاد كنند و بعد بگویند عرف هست، این را قبول ندارم. همین «خود بودن» باعث شده است که چنین تلقی ای ایجاد شود. هرگز تلاش نکردم تابویی را بشکنم ولی هر لحظه تلاش کردم خودم باشم و جهت این کار جنگیده ام. این خودبودن بعضی اوقات با تابوهای مصنوعی و تحمیلی ایجادشده همخوانی ندارد؛ به عنوان نمونه من حجاب دارم ولی روسری ام رنگی هست، لباس زیر چادرم رنگی است یا مانتو زیر چادر نمی پوشم. شلوار جین به پا می کنم. قبل از انقلاب هم همین طور بودیم. ما تازه به انقلاب و اسلام نرسیده ایم. مسلمان شده است بعد از انقلاب و انقلابی بعد از انقلاب نیستیم که از پاپ هم کاتولیک تر باشیم. جهت منافع ایمان نیاوردیم و انقلابی نشدیم. زمانی که انقلابی بودن هزینه داشت، خانواده ما انقلابی و مبارز بود و نه حالا. انقلابی بودن منافع می آورد. اعتقاد دارم مردم هم باید خودشان باشند و نباید انتظار این باشد که آنطور که ما می خواهیم باشند. این توصیه دین ما است که ریا نداشته باشیم.

شما گفتید که از عملکرد خودتان راضی بوده اید. می خواهم بدانم یعنی هیچ فعالیتی نیست که شما از انجام دادنش پشیمان باشید؟

به هر حال هر کسی اشتباهاتی دارد. نمی توانم بگویم هر لحظه درست عمل کرده ام ولی از عملکرد کلان و کلی ام نه پشیمان نیستم.

ولی عنوان دیگری که راجع به فرزندان سیاستمداران وجود دارد، این است که خیلی وقت ها گفته می شود که به عنوان نمونه ممکن است فلانی خیلی هم به چادری که سرش کرده، اعتقادی نداشته باشد ولی چون دختر آقای هاشمی هست، باید چادر سرش کند. نمی شود دختر آقای هاشمی مانتویی باشد؛ در حالی که الان ما نماینده مجلس مانتویی داریم. گفته می شود به عنوان نمونه خیلی بد است که دختر مدیر مجمع تشخیص نظام مانتویی باشد. شما این «باید» را در زندگی تان حس کرده اید؟

گفتم، من با چادر مشکلی ندارم. البته من هر لحظه چادری نیستم؛ به عنوان نمونه هنگامی که به خارج کشور می روم، چادر سر نمی کنم و با مانتو و روسری هستم.

که البته دیگر نمی توانید، بروید.

بله، بهتر است بگویم هنگامی که خارج کشور می رفتم. البته در سفر رسمی در خارج هم چادر سرم می کردم؛ چون نماینده کشور عزیزمان ایران بودم ولی در سفرهای شخصی سرم نمی کنم. همین الان هم هنگامی که پیاده روی و کوه می روم، چادر سر نمی کنم، یا در شهرستان های خودمان. اینطور نیست که فکر کنم این چادر هر لحظه باید با من باشد؛ به هر حال آن را پذیرفته ام و با آن مشکلی ندارم.

ولی قبول دارید که این تأثیر دختر آقای هاشمی بودن هم هست؛ به عنوان نمونه اگر یک مسئول بودید یا کسی که دختر آقای هاشمی نبود، شرایط هم اینطور نبود.

ممکن هست. شاید ناخودآگاه این قضیه بوده ولی خب اضطراری هم ندارم.

یک پرانتز باز کنم. حرف از خارج رفتن شما شد. شما بهتر از من می دانید که در همه سال های گذشته، راجع به ثروت خانواده هاشمی و همین بحث سفرهای خارجی که راجع به اش صحبت کردید، حرف های زیادی زده شده است هست. تا قبل از این سالی چند بار به خارج از کشور سفر می کردید؟

بستگی دارد.

آن جا بستگاني دارید یا این که خودتان منزل و زندگی دارید؟

نه، خودمان منزل نداریم؛ به عنوان نمونه من رفتم آمریکا، سفرم کاملا شخصی بود و بعد هم ایالت هایی رفتم که در آن جا دوستان و بستگانی داشتیم. من به سفر خیلی اعتقاد دارم، چه داخلی چه خارجی. ایرانگردی و جهانگردی یکی از برنامه های من هست؛ به عنوان نمونه پارسال با یک تور رفتم اروپای شرقی و هشت کشور را گشتیم، آن جا در هتل ها اقامت می کردیم. قبلش هم نپال رفته بودم و خیلی کشورهای دیگر.

با اعضای خانواده و دوستان می روید؟

گاهی با خانواده و گاهی با دوستان. آمریکا را تنهایی رفتم ولی در آن جا در هر شهری به بستگان و دوستان ملحق می شدم.

مادرتان را هم می برید؟

بله، همین دو ماه پیش مادرم با فاطی و محسن رفتند اسپانیا، قبلش هم به لندن رفته بودند. من هر سال چند کشور همسایه را با هم در یک سفر جهت دیدن گزینش می کنم. اعتقاد دارم که آدم باید دنیادیده شود. در کشور عزیزمان ایران هم در دوره ای که پنج سال طول کشید، با گروهی از دوستانمان به همه استان های کشور سفر کردیم.

یکی از شایعاتی که راجع به شما مطرح هست، این است که گفته می شود زنان خانواده آقای هاشمی مارک پوش هستند و در سفرهای خارجی ارزش مارک های زیادی خرید می کنند، همین طور است؟

نه، اینطور نیست. البته اگر مارکی باشد که قیمتش در حراج حسابی ارزان شده است باشد، حتما می خرم ولی اصراری هم به مارک پوشی ندارم.

چرا ارزان؟ شما که پولش را دارید.

نه، آن قدر هم پول نداریم. حالا خوب است بعد از فوت بابا خیلی ها آمدند منزل و زندگی ما را دیدند. واقعا آن قدر هم پول نداریم که بتوانیم مارک پوشی کنیم. من خودم آن قدر پول ندارم، اعتقادی هم به مارک پوشی ندارم، دنبالش هم نیستم. در خارج هم اگر حراج باشد، گاهی می خرم. ما پولداریم ولی پولدار معمولی جامعه.

فرزندانتان چی؟ همسرتان، آقای لاهوتی.

آقای لاهوتی هم بدش نمی آید مارک داشته باشد ولی اگر چنین شرایطی پیش بیاید. دخترم زیاد دنبال مارک است ولی پسرم نه.

آقای لاهوتی الان کجا مشغولند؟

کار آزاد.

چه جور کار آزادی؟

با چند نفر از دوستانش کار می کند. دکتر است ولی کار پزشکی نمی کند.

چرا؟

مثل این که علاقه ای نداشته، به خاطر پدرش رفته پزشکی خوانده. هر لحظه می گوید علاقه ای به پزشکی نداشته و این کار را هم انجام نداده است.

دختر و پسرتان چه کار می کنند؟ چند سالشان است و به چه کاری مشغولند؟

دخترم متولد ١٣٦٢ و پسرم متولد ٦٦ هست. دخترم ازدواج کرده و با همسرش کار می کند؛ البته کار آزاد. پسرم هم در دانشگاه آزاد است.

سوال آخر این بخش باز هم راجع به پدرتان هست؛ دلتان جهت آقای هاشمی تنگ شده است است؟

بله، حتما تنگ شده؛ مگر می شود نشود؟

هنوز هم در منزل تان کسی جهت فوت ایشان گریه می کند؟

بله، فاطی هنوز گریه می کند؛ ولی من هنگامی که راجع به بابا حرف می زنم، گریه نمی کنم، شاد می شوم. خاطراتم را که می گویم، برایم خوش حالی آور است.

اتفاقا در روزهای فوت ایشان هم خلاف انتظارم، فاطمه زن از شما بیقرارتر بودند و شما آرام بودید.

بله، همین طور است.

می روم سراغ بخش دیگری از سوالات که مربوط به پرسشها زنان هست. زن هاشمی هنگامی که با تعدادی از مسئولان و حتی نمایندگان زن مجلس صحبت می کنیم، خیلی هایشان معتقدند که زن بودن در کشور عزیزمان ایران یک عنوان سیاسی است و در کشور عزیزمان ایران زن بودن با پرسشها سیاسی تنیده شده است است.

از آن جا که بخش مهمی از مباحث مربوط به زنان، حقوق بشری هست. به عنوان نمونه تبعیضی که در قوانین بین زن و مرد وجود دارد، به پرسشها حقوق بشری برمی گردد و حقوق بشر هم عنوان سیاسی هست، چون حکومت ها باید شرایط اجرای حقوق بشر را فراهم کنند، بخش کوچکی از آنها به مردم برمی گردد، چون عنوان حکومتی می شود، سیاسی هست. از این نگاه، بله شاید بخش مهمی از مباحث زنان، البته نه جهت همه زنان، سیاسی می شود. بخشی از زنان جامعه ممکن است اصلا برایشان مهم نباشد که حقوقشان با حقوق برادرانشان یا همسرانشان تفاوت داشته باشد ولی خب جهت بخشی از زنان تحصیلکرده مهم هست. توانستم پاسخ پرسش شما را بدهم؟

من می خواهم یک جواب صریح و قطعی از شما بگیرم. این که آیا زن بودن در کشور عزیزمان ایران را یک امر سیاسی می دانید؟

نه آن را یک امر سیاسی نمی دانم. از این نگاه، مردم کشور عزیزمان ایران سیاسی هستند، فکر نمی کنم هیچ جای دنیا چنین شرایطی وجود داشته باشد که این قدر آدم ها راجع به سیاست اظهارنظر کنند. به عنوان نمونه من هنگامی که در انگلیس درس می خواندم، خیلی از همکلاسی هایم انگلیسی بودند، یک بار راجع به پرنسس دایانا و ملکه از آنها پرسیدم و آنها گفتند که این چیزها دغدغه ما نیست و به ما مربوط نمی شود. شاید از این نظر بتوانیم بگوییم که خیلی از مباحث در کشور عزیزمان ایران سیاسی می شود و نباید هم باشد.

خانم هاشمی معمولا کسانی که می آیند سراغ شما، یاد ورزش زنان می افتند. راجع به ورود زنان به ورزشگاه ها، از شما پرسش پرسیدند و شما جواب داده اید، جدیدا وزیر ورزش با ما گفت وگو کرد و گفت که خبرهای خوبی خواهیم داشت در دولت جدید. فکر می کنید که این قضیه حل شدنی است و آیا این عنوان پیچیده شد؟

تا حدودی حل شده است این موضوع.

یعنی چی حل شده؟

چند تا مسابقه داشتیم که زنان رفته بودند.

بله ولی فرمایشی بود.

عیبی ندارد، کم کم عمومی و عادی می شود. این مهم است که بالاخره زنان حضور داشته باشند. یادم می آید بعضی از کسانی که مخالفت می کردند، می گفتند که این عنوان از نظر دینی مسئله دارد و می گفتند زنان نباید دست بی آستین مردان را ببینند، گناه هست. استدلال هایی که می آمد، واقعی نبود، زیاد برخورد سیاسی بود و بهانه جویی و حالا زنان واقعی یا فرمایشی رفته اند، جنبه خوب این عنوان و سایر مباحث این است که دختران و زنان ما آگاه هستند و مطالبات به حق خود را تا انجام دنبال می کنند.

بله تا سال ٩٠، ورزشگاه جهت والیبال می رفتیم.

بله. متاسفانه در ایران، مهم این است که چه کاری به نام چه کسی تمام می شود. مهم نیست که آن عنوان از نظر ماهیتی چقدر مسئله دارد یا ندارد.

منظورتان وقت آقای احمدی نژاد است؟

بله، رابطه با آمریکا، ورود زنان به استادیوم و وزیر وزن و … . اینها در دوره آقای احمدی نژاد که یک مدیر جمهوری اصولگرا بود، اشکال ندارد انجام شود. قرار است اصلاح طلبان کارهای معمولی و عادی را که جزو حقوق شهروندی افراد هست، انجام ندهند تا محبوب تر نشوند. نشانه این هست. شما حرف خوبی زدید، آیا وقت آقای احمدی نژاد زنان می توانستند بروند استادیوم ولی وقت آقای روحانی نه؟ آقای احمدی نژاد کم به اوباما نامه نوشت؟ ولی آنها تحویلش نگرفتند، این جا یک دست دادند، نزدیک بود کفن پوش ها بریزند خیابان. احمدی نژاد مادر چاوز را بغل می کند ولی جهت دیدار آقای خاتمی با زنان ایتالیایی، کفن پوش ها به خیابان ها ریختند.

یعنی دوباره مسأله ای که مربوط به زنان هست، دستمایه و بازیچه یک عنوان سیاسی می شود.

بله دقیقا همین طور هست. مثل سایر مسائل. اگر اشکال دارد، چطور تیم ملی کشور عزیزمان ایران که در یک کشور دیگر بازی دارد، سفارت ما که نماینده جمهوری اسلامی هست، برنامه ریزی می کند و زنان سفارت را به همراه سایرین جهت تماشای مسابقه می برد و صداوسیمای ما بارها نشان می دهد. آیا این دهن کجی به زنان داخل کشور عزیزمان ایران نیست؟ چطور زنان ایرانی آن جا به استادیوم بروند اشکالی ندارد ولی در کشور خودمان نمی توانند به استادیوم بروند. خب اگر می گویید زیرساخت ها اشکال دارد، درست کنند، آخرش هم زیرساخت ها می رسد به وجود داشتن یا نداشتن چند سرویس بهداشتی. چهار تا دستشویی ساختن در استادیوم ١٢هزارنفری، کاری دارد؟ زن ها را از حقوق اولیه ارزش محروم می کنید و این همه حرف و حدیث ایجاد می کنید و این همه کشور عزیزمان ایران را بد جلوه می دهید، چون چند تا توالت نمی توانید بسازید؟

فکر می کنید در دوره دوم آقای روحانی این مسئله برطرف می شود؟

به نظر من، تا همین الان خیلی برطرف شده.

حتی فوتبال و البته والیبال.

رشته های دیگر زنان می توانند به استادیوم وارد شوند و سروصدایی در آن بخش ها وجود ندارد. الان والیبال و فوتبال مهم هست. به نظر من بستگی به خود زنان نیز دارد. یعنی همچنان کوتاه نیایند و مطالباتشان را دنبال کنند و جهت آن هزینه هم بدهند.

بله زن مولاوردی هم انصافا خوب پای این عنوان ایستاد.

خیلی خوب. ایشان مباحث زنان را خوب دنبال کردند و امیدوارم زن دکتر ابتکار نیز چنین باشند، البته ظواهر نشان نمی دهد و شروع خوبی نداشته اند. اگر ما زنان عنوان را رها کنیم، آنها هم خداخواسته رها می کنند. باید به میدان بیاییم و بمانیم. در هر موضوعی. چه ورود دختران به استادیوم یا عنوان دیگری که فکر می کنیم که حقوقمان تضییع شده است هست. به عنوان نمونه همین سهمیه. از چه زمانی بحث سهمیه جدی شد؟ از زمانی که زنان اصلاح طلب با یکدیگر هم صدا شدند. الان نمایندگان مجلس را ببینید، هر لحظه به صورت سنتی، ٥ زن در لیست های پایتخت کشور عزیزمان ایران بود.

بله، الان روی هم، ١٧نفر هستند.

مجلس پنجم ما بالاترین رکورد نمایندگان زن را داشت که ١٤نفر بودیم. بعد از آن ریزش داشت و مجلس آخر شد ٨ یا ٩تا. الان شده است ١٧تا. درست است که سهمیه ٣٠ درصد محقق نشد. شورای شهر، سه تا زن داشتیم، الان ٦ تا داریم.

شما در سال های اول فعالیت تان، فدراسیون اسلامی ورزش زنان و بعد روزنامه زن را داشتید، آیا به احیای اینها فکر نمی کنید؟

درمورد فدراسیون هم فکر و هم دنبال می کنیم ولی دولت نمی خواهد ولی روزنامه زن نه؛ انگیزه ای جهت احیای آن ندارم. چون این قدر اینترنت پر از رسانه هست، احساس نمی کنم که نبود روزنامه زن خللی را ایجاد کند هرچند که وقت خودش وجود روزنامه زن، خیلی موثر بود ولی این قدر زنان ما آگاه و وارد میدان شده است اند، فکر نمی کنم نبود روزنامه زن خیلی عنوان جدی باشد، چون ابزارهایی که زنان بتوانند نظرات و ایده هایشان را بیان کنند، بسیار هست. ولی در مورد فدراسیون خیلی میل به داریم و انتظار داشتیم که آقای روحانی این کار را بکند ولی نمی دانیم آیا این کار را نکرد.

یعنی درخواست دادید و پذیرفته نشد؟

من درخواست ندادم، ولی زنان ورزشی دنبال این هستند و نشد. گروه های زیادی از زنان ورزشی رفتند با مردها صحبت کردند ولی پذیرفته نشد، نه در المپیک (پایگاه فدراسیون در کمیته ملی المپیک بود) و نه وزیر ورزش کاری کرد، نه مجموعه دولت در این زمینه کاری نکردند. خیلی تقاضاها رفت که این اتفاق بیفتد و واقعا هم وجودش خیلی مورد نیاز است.

به نظر شما آیا این کار را نکردند؟

چون رئیسش فائزه هاشمی بود. فکر می کنند با احیای فدراسیون، فائزه هاشمی احیا می شود. قرار نیست هر لحظه من مدیر باشم. فدراسیون می توانست با ریاست و هدایت شخص دیگری راه بیفتد.

چه لزومی دارد که اصلا آن اتفاق بیفتد؟ به نظر شما بعدش اتفاق خاصی می افتد؟

بله، ببینید ما هنوز رشته هایی داریم مثل شنا و ژیمناستیک که هنوز نمی توانند به سطح بین المللی بروند. مسابقاتی داشتیم که دارای هویت بود و هویت اسلامی را تقویت کرده بود، این که زن ها می توانند محجبه بروند در مسابقه های بین المللی شرکت کنند، باعث افتخار من هست. فدراسیون ما بود که راه را باز کرد، فدراسیون های بین المللی را قانع کرد که زنان بتوانند با حجاب در مسابقه های شرکت کنند. جهت شما یک مثال بزنم. مسابقه های استوک مندویل، مسابقاتی بود جهت معلولان که نخستین بار انگلیس آن را راه اندازی کرد، بعد از آن هزاران مسابقه جهت معلولان برگزار شد و می شود ولی مسابقه های استوک مترویل، هنوز سرجایش هست، چون دنیا به داشته های خودش افتخار می کند، مایی که توانستیم چنین نهضتی را در دنیا راه بیندازیم، خودمان باید خودمان را با نگاه های سیاسی کنار بگذاریم؟

درست هست. راجع به ماجرای دوچرخه سواری، خیلی از شما پرسش کرده اند، بعد از آن ماجراها قبحش شکسته شده است است.

هیچ وقت ما دراین باره منع قانونی نداشتیم.

اما ظاهرا منع عرفی داشت.

نه منع عرفی هم نداشت.

درست است ولی ظاهرا همان موقع خیلی ها ایراد گرفته بودند.

نه آنها هم نگفتند. جریان این بود که در یک سمینار که شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران برگزار کرد، دوچرخه را به عنوان وسیله حمل ونقل با نشانه کم کردن ترافیک و کم کردن آلودگی هوا مورد ارزیابی قرار دهد. در آن سمینار هم از من دعوت کردند که صحبت کنم و گفتم دوچرخه سواری که منع شرعی ندارد، بعد ما بیاییم شرایط اجتماعی آن را ایجاد کنند که هم زنان بتوانند استفاده کنند و هم مردان؛ دوچرخه سواری را مردانه نکنیم و بعد بگوییم وسیله حمل و نقل. در رسانه ها منتشر شد و کسی هم اعتراض نکرد، بعد که من کاندیدای مجلس پنجم شدم، انصار حزب الله این حرف را بعد از حدود ٢ سال با نشانه تخریب من انتشار داده است که بگوید اینها دین و ایمان ندارند و کلی تفسیر کردند که دوچرخه سواری با حجاب ممکن نیست.

حرف از اینترنت شد، شما گفتید این قدر اینترنت پر از رسانه است که احساس نمی کنید نبود روزنامه زن خللی را ایجاد کند. آیا در اینترنت نیستید؟

چون من گوشی تلفن همراه ندارم.

چرا ندارید؟

چون هنگامی که گوشی تلفن همراه داشته باشی، باید پاسخگو باشی و وقت زیادی از روز را از دست می دهی. هر لحظه پیدایت می کنند. اعتقاد دارم گوشی تلفن همراه ١٠درصدش خدمت است و ٩٠درصدش آزار.

هیچ وقت گوشی نداشته اید؟

وقتی نماینده مجلس بودم و بعد که به انگلیس رفتم، داشتم ولی بعدش نه.

خانم هاشمی، شما با مردم ارتباط دارید ولی به نظر می آید یکی از مهمترین موارد، همان ٦ماه زندان شما هست. در زندان فکر کنم زنان با جرایم متفاوت حضور داشتند.

البته سیاسی و امنیتی فقط.

درباره پرسشها زنان زندانی؛ چندی پیش زن مولاوردی و همکاران ارزش پویشی را جهت آزادی ۲۰۰ زن زندانی راه انداخته اند، زنان زندانی با جرایم مالی. شما در این پویش شرکت کردید؟

در جریان قرار نگرفتم، من اصلا در اینترنت نیستم، گوشی تلفن همراه هم ندارم و به همین علت خیلی موارد را متوجه نمی شوم.

در دولت های نهم و دهم، اتفاقات مختلفی در حوزه زنان رخ داد که با تصویر العمل هایی مثبتی هم روبه رو نشد. علاوه براین، در همین دوره عملکرد فراکسیون زنان بسیار چالش برانگیز بوده و بعضی از طرح ها و برنامه های پیشنهادی آنها در تضاد به خواسته و حقوق زنان بوده هست. شما چه نقدی به این دوران دارید؟

یکی از مواردی که به ظاهر بافایده بود ولی در درازمدت باعث رانده شدن زنان از فعالیت های کاری، اداری و اجتماعی می شود و جزو همان سیاست های پوپولیستی آقای احمدی نژاد بود، مرخصی وضع حمل بود که ۹ماه شد یا بازنشستگی زودهنگام که زنان می توانند بعد از ۲۰سال کار، بازنشسته شوند. یا به عنوان نمونه کم کردن ساعت کاری زنان و.. اینها به ظاهر امتیاز جهت زنان است ولی باعث می شود کارفرما، نیروهای مرد را ترجیح دهد و عملا به کم کردن تعداد زنان در محتواهای کاری در درازمدت بینجامد. متاسفانه خیلی از زنان نیز از این طرح ها حمایت می کردند. براساس آماری که زن مولاوردی اعلام کردند، ۴۷هزار نفر از زنانی که جهت وضع حمل مرخصی ٩ماهه اخراج شدند. هنگامی که یک زن جهت کارفرما هزینه داشته باشد و منفعتی نداشته باشد، عملا کارفرما سمت استخدام مردان می روند. به نظر من خیلی از زنان ما گول این ظاهرسازی را خوردند یا به عنوان نمونه آن سهمیه جنسیتی که جهت ورود به دانشگاه ها لحاظ شد و در واقع تضییع کردن حقوق زنان بود؛ هنگامی که مردان نمی خواهند درس بخوانند، آیا مانع ورود زنان به دانشگاه ها شویم. یک کار آقای احمدی نژاد خوب بود هرچند که بعضی می گویند آن هم بخشی از سیاست های پوپولیستی او بود ولی به نظرم باب خوبی بود؛ مدیران زن در دوران آقای احمدی نژاد زیاد از گذشته بود فارغ از هر هدفی، وزیر زن گزینش شد که تابوشکنی بود.

و وزیر زنی را گزینش کرد که موفق بود.

به نظرم موفق بود و مثل همه وزرایی که آورد، او را هم کنار گذاشت. زن دستجردی روی یک سری از مواضع خود ماند و آقای احمدی نژاد هم او را برکنار کرد. به نظر من انتصاب وزیر زن از جانب آقای احمدی نژاد خوب بود، چون تابوشکنی جهت مدیریت زنان بود که دیگران آثار این کار را ببینند و توانایی های آنان را باور کنند.

هنوز بعضی از زنان علیه زنان کار می کنند. خود شما اشاره کردید که آقای هاشمی گفتند خود زنان به زنان رأی نمی دهند. در فضای سازمانی و کابینه و… دیده می شود که بعضی از مدیران زن علیه همکاران زن خود کار می کنند؛ موضوعی که راجع به کابینه دوازدهم هم مطرح شده است بود.

من این را زیرآب زنی نمی دانم، همین شرایط جهت مردان هم وجود دارد، مگر مردها با هم مسابقه نمی کنند. مردها هم زیرآب همدیگر را می زنند که خود به مناصب برسند و این محیط زیست کار هست. این مسابقه ها در سیاست و… وجود دارد و این جا هم وجود دارد و خاص زنان نیز نیست.

و جنسیتی هم نیست؛ زن و مرد ندارد.

بله، ما زنان این کارها را از مردها یاد می گیریم. یک اتفاق طبیعی در کار هست. هنگامی که اصول غیرانسانی و غیراخلاقی وارد شود، به نظر من بد است ولی هنگامی که به طور طبیعی به عنوان نمونه می گویم این زن توانایی بیشتری نسبت به فلانی دارد، این بد نیست، بالاخره همه که توانایی ندارند. ما اعتقاد نداریم که زنان بدون توجه به شایستگی و توانایی ارزش منصوب شوند. من این عنوان را محیط زیست کار می دانم و مطمئنم هرچقدر که جلوتر برویم و مدیران زنان زیاد شود، این موارد هم زیاد خواهد شد. بعد هم ما نباید تعصب داشته باشیم نسبت به زن بودن؛ این که چون فلانی زن هست، من نباید ایراد او را بگویم، ولی اگر مدیر زنی خوب کار نکرد، باید عوض شود و ممکن است زن دیگری وارد شود و عملکرد بهتری داشته باشد؛ یعنی زنان را عادی ببینیم و عادی حرکت کنیم.

زمانی من داشتم مواضع آقای هاشمی را می خواندم و ایشان بحث صیغه یا ازدواج موقت را در آن وقت یک راه حل منحصربه فرد دنیای اسلام می دانست.

من هم می دانم.

یعنی شما با ازدواج موقت موافق هستید؟

من موافقم البته به شرطی که قانون آن درست باشد و حقوق زنان ضایع نشود و باید فرهنگ آن نیز ایجاد شود، چون چیزی است که ممکن است جهت خیلی از افراد جانیفتاده باشد.

به چه دلایلی با ازدواج موقت، موافق هستید؟

دلیلش آن است که به گونه ای ساماندهی همین رابطه دوست دختر و پسری هست. یعنی دوست دختر و پسری که ما الان می بینیم و آن را مناسب نمی دانیم و ازدواج موقت در واقع همان هست. شاید یکی از دلایل آمارهای بالای طلاق در شرایط کنونی، این است که دختر و پسرها بدون آشنایی دقیقی با هم ازدواج می کنند. ازدواج موقت زمینه ای است که همدیگر را زیاد بشناسند و یک جوری جایگزین این روابط دختر و پسری خارج از قاعده و قانون هست. حالا ما چون مسلمان هستیم، با صیغه مسئله ندارم.

ولی ازدواج موقت فقط راجع به دختر، پسرها نیست.

من با ازدواج موقت جهت مجردها موافقم و نه ازدواج مجدد.

ولی در بسیاری موارد صیغه جهت افراد متأهل است و مردان متأهل از آن استفاده می کنند.

نه، نه. من آن را رد می کنم. این سوء استفاده ای است که این مردان می کنند و غیراخلاقی است و به نوعی فسادآفرین. جامعه را ناامن می کند و باعث اختلال در خانواده هست. به نظرم ظلم به زن است.

وقتی قانونی باشد، این موارد هم بخشی از آن هستند.

نه، قانون باید موارد را مشخص کند. قانون که ما الان بحث چهارزنی را هم داریم. کدام زن رفته شکایت کرده که همسر من رفته بدون اجازه من زن دوم گرفته و قاضی به ابطال آن ازدواج دوم رأی داده باشد. آخر هم گفتند که کار خلاف شرع نکرده، زن گرفته است.

اگر بخواهد ازدواج دوم را در شناسنامه ثبت کند، باید اجازه زن خود را داشته باشد.

منظور من از ازدواج موقت جهت همسر دوم به صورت همزمان نیست، بلکه جهت مردان مجرد هست. به نظر من قانون را می توان طوری نوشت که مشمول بر این نشود.

به حقوق زنان در قانون مدنی در سخنان تان اشاره کردید. به نظر شما کدام موارد را باید عوض کردن داد؛ بحث خروج زنان از کشور در مجلس درحال اصلاح است و بحث حضانت و دیه و… است.

ما نمی دانیم کی این قوانین عوض کردن می کند. یک روزنامه زن را در سال ۷۸ بستند و یکی از اتهاماتش برابری دیه زن و مرد بود و الان بیمه دیه را برابر پرداخت می کند. بنابراین کی این مباحث حل بشود، نمی دانم ولی امیدوارم هرچه سریعتر باشد که کمتر افراد مثل من بابت طرح این گونه پرسشها هزینه بدهند. این که چه قوانینی باید عوض کردن کند را مجتهدین باید بگویند. من یک سری مطالعات داشتم ولی مجتهد نیستم، دینی هم نخواندم ولی در مطالعاتی که داشتم و کارهای پژوهشی که انجام دادم، خیلی از این قوانین می تواند عوض کردن کند. بحث خوبی را اشاره کردید. اجتهاد در شیعه اصلا همین هست. اگر قرار باشد موضوعی ۱۴۰۰ سال پیش در قرآن، در روایات یا در احادیث آمده و همان باید عینا تا الان تکرار شود، بعد اجتهاد چه نقشی دارد؟ بعد یک رساله باشد و همان مرتب تجدید چاپ و تکثیر شود. این بخش اجتهاد است که وظیفه آن به روزکردن دین با توجه به شرایط زمانی و مکانی هست. مثل قوانین که متناسب با شرایط روز عوض کردن می کند. دین هم همین هست، اگر غیر از این باشد، دین می میرد و دیگر طرفداری ندارد. دین باید پویا باشد، کار مجتهد هم پویا نگه داشتن دین هست. مثل حق حضانت، حق طلاق، تابعیت. اصلا قوانین تابعیت ما افتضاح و بالاترین توهین به زن ایرانی هست. اینها همه قابل عوض کردن است . وظیفه مجتهدین ماست و دین باید به این موارد پاسخگو باشد.

در مجلس ششم شرایط جهت عوض کردن این قوانین مهیاتر بود ولی شورای نگهبان و مجمع که ریاست آن بر عهده آقای هاشمی بود، همکاری مناسبی نداشتند.

اگر هم می شد در سد شورای نگهبان گیر می کرد.

ولی مجمع می تواند در موارد اختلاف مجلس و شورای نگهبان ورود کند.

اکثریت اعضای مجمع اصولگرا هستند به آقای هاشمی یا چند نفر نگاه نکنید. رأی اکثریت در مجمع با اصولگرایانی است که سنتی فکر می کنند. به طور مثال در آخرین انتصاب ها جهت مجمع در حدود کمتر از یک ماه پیش، ٤ اصلاح طلب در ٣١ عضو مجمع حضور دارند. این توصیه را نیز توجه داشته باشید که اصولگرایان و اصلاح طلبان در عنوان زنان با هم خیلی تفاوت ندارند؛ بنابراین، این طور نیست که اگر مجلس اصلاح طلب شود یا با این تفکرات همراه باشد، همه چی حل مي شود، نه. قوانین در شورای نگهبان رد می شوند.

خانم هاشمی شما یک زن هستید و الان بحث راجع به لایحه منع خشونت علیه زنان زیاد هست. پرسش شخصی از شما دارم، تا حالا شده است که به عنوان یک زن حس کنید تحت نوعی از انواع خشونت علیه زنان هستید؟

منظور خشونت خانگی از طرف همسر و این موارد است؟

حالا هر نوع خشونتی؛ خانگی یا اجتماعی؛ به عنوان نمونه این که از خیابان رد شوید و لفظ نادرستی بشنوید؛ موضوعی که زیاد هم است و بسیاری از زنان ایرانی آن را تجربه کرده اند.

به عنوان زن هیچ وقت چنین ماجرایی نداشتم و چنین مواردی جهت من پیش نیامده. ممکن است موقع رانندگی با کسی بحثم شود (دیدید که راننده ها موقع جروبحث چه جمله هایی نثار هم می کنند). این موارد گاهی بوده چون من خودم رانندگی می کنم و راننده و محافظ و… ندارم؛ هیچ وقت نداشتم. بنابراین بوده ولی احساس نکردم چون زنم این حرف ها گفته می شود.

در چنین بحث هایی معمولا می گویند «ای بابا باز یک زن نشسته پشت فرمان».

رانندگی ام طوری نبود که کسی تا حالا به من گفته باشد آیا رانندگی بلد نیستید. من نخستین باری که پشت فرمان نشستم، همان سال اول، از یک کوچه ای می آمدم بیرون در خیابان شریعتی، راننده روبه رویی به من گفت که زن ماشین فرمان دارد، بچرخان فرمان را. من آن وسط گیر کرده بودم. همین داستان جهت من تجربه ای شد که بدانم ماشین فرمان دارد و با ماشین چه کار باید کرد.

موارد دیگر چطور؟

نه جهت من وجود نداشته و حتی برعکس بوده هست. هر لحظه به واسطه زن بودن مورد تشویق قرار گرفتم که به عنوان نمونه فلان کار را که خوب انجام دادی و… یا بسیاری از زن ها دوست دارند که به آنها بگویند مثل یک مرد هستی ولی من می گویم آیا فحش می دهید، مگر زن نمی تواند کار خوب انجام دهد و باید مثل مردها باشد. مامان من می گوید این همه تلاش کردید آخرش هم می گویند مثل یک مرد انجام دادی. هر کسی به من این حرف را می زند می گویم نه، بگو مثل یک شیرزن؛ آیا مثل مرد، مگر زن بودن چه ایرادی دارد که مثل یک مرد باشیم.

در کل قبول دارید که این خشونت ها وجود دارد؟

بله، بله وجود دارد.

از ابتدای مطرح شدن عنوان کابینه دوازدهم، بحث بود که حتما وزیر زن معرفی خواهد شد؛ از سه وزیر زن سخن گفتند که حتی یک وزیر زن هم در چینش نهایی دیده نشد. شما در مصاحبه ای گفته اید که فشارهایی جهت این عنوان وجود دارد، این فشارها دقیقا از کجاست؟

اصلاح طلبان، دولت و… از انجام خیلی موارد منع می شوند ولی مقاومت و تلاش می کنند و گاهی می شود و گاهی نه. مشابه داستان شهردارشدن آقای نجفی؛ ولی متاسفانه در بحث زنان مقاومت و تلاشی در برابر حرف های غیرمنطقی صورت نمی گیرد و سریع تسلیم می شوند.

دقیقا، پرسش همین است که جاهایی که قرار است کوتاه بیایند، همین عنوان زنان هست؛ به عنوان نمونه شنیده شده است که آقای روحانی گفته حاضر نیست به واسطه مسأله زنان این همه مشکل و درگیری داشته باشد.

این جمله را من از آقای خاتمی شنیدم نه آقای روحانی. آقای خاتمی گفته بود که ما این قدر مسئله داریم که دیگر حاضر نیستیم جهت پرسشها زنان هم خودمان را درگیر کنیم.

این روزها شنیده هایی است که آقای روحانی هم چنین چیزی گفته است.

به نظر من به عنوان نمونه می گویند زن معرفی کنیم مجلس رأی نمی دهد؛ عیب ندارد شما معرفی کن. آقای روحانی مگر همه وزرای قبلی شما را مجلس تأیید کرد؟ جهت وزارت ورزش چهار بار گزینه معرفی کردید؛ سه نفر ردی نیاوردند، خب اشکال داشت که یکی از آنها زن باشد؟ شما معرفی می کردید. بنابراین به نظر من قابل قبول نیست که آقای روحانی، دولت و وزرا کوتاهی کنند. آقای اوسط هاشمی (استاندار سیستان وبلوچستان) با دلیری و به درستی این همه مدیر و فرماندار زن منصوب کرد، شنیدیم که در استان دیگری فرماندار زن معرفی کردند ولی دولت حاضر نشد حکمی جهت اینها صادر کند و گفته علما مسئله دارند. بالاخره باید ایستاد و اگر مورد نیاز است جهت آن درگیر هم شد؛ چون حقوق نیمی از جامعه مطرح است که به شما رأی داده اند.

این اتفاق بسیاری از زنان فعال را ناامید می کند.

بله، ناامید و سرخورده می کند.

شما ناامید نشدید؟

نه، ما مبارزه مان زیاد می شود. ما هر لحظه جنگیدیم و اگر یک روز نجنگیم، ناامید می شویم. حق گرفتنی هست؛ ولی انتظار ما از آقای روحانی زیاد از این بود. امیدواریم معاونان زنان بیشتری گزینش کنند. البته من شنیدم که آقای روحانی بخشنامه کرده یا گفته که وزرا از زنان جهت معاونان خود استفاده کنند که البته کافی نیست. آقای روحانی باید راجع به معاونت ها تدبیری می اندیشید و زنان را زیاد کردن می داد؛ چون قرار این بود و گفته شد که نبود وزیر زن را در معاونت ها جبران می کند. آقای روحانی باید پاسخگو باشد، شاید بیش از ۵۰ درصد رأی آقای روحانی از زن ها بوده و این بی توجهی به مطالبه زنان بی انصافی هست. این جریانات وظیفه ما زنان را سنگین تر می کند که این حداقل سهمیه ۳۰ درصدی را جدی تر دنبال کنیم.

شما به تبعیض مثبت اعتقاد دارید؟

بله، کاملا. البته اوایل موافق نبودم ولی الان نزدیک ۴۰ سال از انقلاب ما گذشته و آمار زنان ما همین طور کم کردن پیدا کرد؛ زنان مدیر، زنان نماینده مجلس و زنانی که مسئولیت داشتند. تمام کشورهای توسعه یافته دنیا غیر از یکی دو مورد همین مسیر را طی کردند و بعد به حالت عادی که رسید، دیگر آن سهمیه عادی لغو و شرایط عادی شد.

در وقت چینش کابینه، تعدادی از زنان فعال و نماینده مجلس اعتقاد بودند که اگر وزیر زن گزینش شود، شما به عنوان یکی از گزینه های وزارت ورزش و جوانان، می توانستید مطرح شويد؛ با شما صحبتی نشد؟

نه.

و اگر این پیشنهاد می شد، شما استقبال می کردید؟

حتما استقبال می کردم و حتما می پذیرفتم.

عملکرد دولت یازدهم را در حوزه زنان چطور می دانید؟ فکر می کنید پیشرفت هایی داشت؟

به نظر من مجموعه رو به پیشرفت بود ولی کافی نبود؛ یعنی دولت آقای روحانی می توانست خیلی بهتر از اینها عمل کند.

کجاها مثلا؟

مثلا تعداد مدیران زن و انتصاب هایی که صورت گرفت، دوم پرسشها حقوقی زنان. می توانستند لایحه ببرند مجلس جهت عوض کردن قوانین تبعیض آمیز و… نمی توانم بگویم ضعیف بود ولی انتظارمان زیاد از این بود. الان مطالبات ما زیاد شده است و زنان ما آگاه تر شده است اند، ما هم باید نسبت به آنها پاسخگو باشیم.

نظر آقای هاشمی راجع به وزیر زن چه بود؟ موافق بودند با این موضوع؟

وقتی ایشان با سهمیه حضور زنان در سیاست های کلان انتخابات موافق شدند، فکر می کنم با وزیر زن هم موافق بودند.

فکر می کنید اگر ایشان هنوز در قید حیات بودند، بحث وزارت زنان را با مقام های بالاتر مشورت می کردند؟

نمی دانم. نمی توانم در این باره اظهارنظر دقیق کنم.

شما خودتان را فمینیست می دانید؟

من خودم را فمینیست به معنی برابری حقوق زنان و مردان می دانم.

خب مگر معنای فمینیسم، موضوعی غیر از این است؟

خب خیلی ها آن را زن سالاری معنا می کنند. فمینیسم مثل هر مکتب دیگری رادیکال و میانه رو و محافظه کار دارد. بنابراین اگر فمینیسم را مکتبی جهت برابری حقوق زنان و مردان بدانیم، بله من یک فمینیست هستم.

واژه های کلیدی: ایران | ایرانی | خانواده | ایرانگردی | محسن هاشمی | فائزه هاشمی | هاشمی رفسنجانی | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs