گت بلاگز شاخه آمریکا عربستان حملات تروریستی اخبار بین الملل شاخه: آمریکا عربستان حملات تروریستی اخبار بین الملل
خانه اخبار حوادث گمشده کربلا در زلزله کرمانشاه پیدا شد

گمشده کربلا در زلزله کرمانشاه پیدا شد

دسامبر 5, 2018 ۱ بازدید
گمشده کربلا در زلزله کرمانشاه پیدا شد

٣٣ روز پیش بود که راهی کربلا شد، ولی بعد از آن دیگر هیچ خبری از او نشد. ‏مرد ٥٦ ساله با خوشحالی عازم سفر زیارتی اش شد. بعد از سال ها جهت نخستین بار ‏بود که به

گمشده کربلا در زلزله کرمانشاه پیدا شد

گمشده کربلا در زلزله کرمانشاه پیدا شد

عبارات مهم : تصادف

٣٣ روز پیش بود که راهی کربلا شد، ولی بعد از آن دیگر هیچ خبری از او نشد. ‏مرد ٥٦ ساله با خوشحالی عازم سفر زیارتی اش شد. بعد از سال ها جهت نخستین بار ‏بود که به این سفر می رفت و شور و شوق زیادی داشت. ولی درست از همان شب اول به ‏طرز مرموزی ناپدید شد. خانواده اش هیچ اطلاعی از آینده او نداشتند. همگی در پایتخت کشور عزیزمان ایران ‏بسیج شده است بودند که ردی از مسافر کربلا پیدا کنند. ولی هیچ نشانه ای از این مرد میانسال نبود. ‏تا این که بالاخره یک تماس تلفنی خبر از کشف شدن مسافر کربلا داد. غلامرضا محمودی بخش، ‏در راهروی بیمارستانی در کرمانشاه پیدا شده است بود. مردی که به عیادت پدرش در بیمارستان ‏آمده بود، غلامرضا را پیدا کرده و تصمیم گرفته بود به او کمک کند. درنهایت هم با کمک ‏این مرد و ادمین پیج گمشدگان در اینستاگرام، خانواده محمودی بخش جهت دیدار با پدرشان ‏راهی بیمارستان شدند. ‏

گمشده کربلا در زلزله کرمانشاه پیدا شد

غلامرضا محمودی بخش هیچ بیماری نداشت. ولی درست بعد از یک تصادف بود که همه چیز ‏از یادش رفت. حافظه اش را از دست نداده بود، ولی نمی توانست اطلاعات درستی از منزل و ‏زندگی اش بدهد. هیچ کس نمی توانست خانواده و محل زندگی او را شناسایی کند. در ‏بیمارستان مانده بود، سردرگم و تنها. تا این که درست در شب دومین زلزله پرقدرت کرمانشاه، ‏مردی جوان جهت عیادت پدرش که تصادف کرده بود، به بیمارستان طالقانی رفت. او در ‏راهروی بیمارستان با مردی میانسال روبه رو شد. مردی که نشان می داد پریشان و سردرگم ‏است. غم زده و ناراحت گوشه ای نشسته بود. مرد جوان به سراغش رفت و از او سوالاتی ‏پرسید، تا این که متوجه شد او از خانواده اش دور مانده هست. بابک سالاری منش مردی که ‏مسافر کربلا را پیدا کرده بود، راجع به جزییات این ماجرا به خبرنگار «شهروند» گفت: «شبی ‏بود که زلزله ٦ ریشتری در سرپل ذهاب آمد. من خودم ساکن کرمانشاه هستم و پدر و مادرم ‏نزدیک سر پل ذهاب زندگی می کنند. سریع با پدرم تماس گرفتم که ببینم حالشان خوب است ‏یا نه؛ متوجه شدم پدرم تصادف کرده و در بیمارستان هست. بلافاصله خودم را به بیمارستان ‏رساندم. از پدرم عیادت کردم. خداروشکر حالش خوب بود.

در آن میان در راهروی ‏بیمارستان مردی را دیدم که لباس بیمارستان به تن داشت و روی صندلی نشسته بود. فقط ‏داشت به مردم نگاه می کرد. دقایقی او را زیر نظر گرفتم و دیدم هیچ کس را ندارد. پریشان ‏بود. جهت همین به سراغش رفتم. با او صحبت کردم. فهمیدم چند روز پیش تصادف کرده و ‏حالش هم خوب شده است هست. ولی چون خانواده اش را پیدا نکرده اند، در بیمارستان مانده هست. ‏از او سوالاتی راجع به خانواده اش پرسیدم، ولی در مورد زیاد پرسش هایم اطلاعاتی نداشت. ‏مرتب می گفت نمی دانم. انگار حافظه اش دچار مسئله شده است بود. ولی یک سری چیزها هم ‏یادش بود. به عنوان نمونه می گفت که راهی کربلا بوده هست. با اطلاعاتی که از او گرفتم تلاش کردم ‏خانواده اش را پیدا کنم. دلم برایش سوخت و تصمیم گرفتم به او کمک کنم. از او یک تصویر ‏گرفتم در پیج خودم و پیج هایی که می دانستم فالوور زیادی دارند منتشر کردم.

٣٣ روز پیش بود که راهی کربلا شد، ولی بعد از آن دیگر هیچ خبری از او نشد. ‏مرد ٥٦ ساله با خوشحالی عازم سفر زیارتی اش شد. بعد از سال ها جهت نخستین بار ‏بود که به

تا این که ادمین ‏پیج گمشدگان به من زنگ زد و اطلاعات این مرد را گرفت. او اطمینان داد که تمام ‏تلاشش را جهت پیدا کردن خانواده این مرد می کند. واقعا هم تلاش هایش نتیجه داد. چند روز ‏بعد خانواده اش پیدا شدند. توانست خانواده غلامرضا را پیدا کند. آنها در پایتخت کشور عزیزمان ایران زندگی ‏می کنند در صورتی که غلامرضا به من می گفت محل زندگی اش اسلامشهر هست. با این حال ‏خیلی خوشحال شدم که این مرد بالاخره از سرگردانی و پریشان حالی نجات یافت.»‏ در ادامه دختر غلامرضا هم به «شهروند» گفت: «پدرم راننده ماشین سنگین بود، ولی بازنشسته ‏شده بود. او هنگامی که راهی کربلا می شد هیچ بیماری نداشت. اصلا آلزایمر یا مسئله حافظه ‏نداشت. نمی دانیم چه بر سرش آمده هست. او ٣٣ روز پیش راهی کربلا شد. نخستین بارش بود ‏برای همین شوق و ذوق زیادی داشت. هنگامی که رفت یک بار با او صحبت کردیم. ولی دیگر ‏گوشی تلفنش خاموش شد. هیچ خبری از او نداشتیم. تا این که کم کم دلواپس شدیم. به پلیس خبر ‏دادیم. به همه جایی که فکر می کردیم خبر ناپدید شدن پدرم را دادیم. حتی با شرکت حج و ‏زیارت هم عنوان را در میان گذاشتیم.

اما هیچ کس خبری از پدرم نداشت. پدرم با یکی ‏از دوستانش به این سفر رفته بود. بالاخره بعد از چند روز او را پیدا کردیم. می گفت تا ‏همدان با پدرم بوده ولی بعد از آن با هم دعوا کرده اند و راهشان از هم جدا شده است هست. او گفت ‏که به تنهایی به کربلا رفته و برگشته است و خبری از پدرم ندارد. نمی دانستیم چه بر سرش ‏آمده، پدرم کاملا سالم بود. من و دو خواهر دیگرم به همراه مادرم در این ٣٣ روز هر روز و ‏هر شب به جست وجو پرداختیم. از هرجا می توانستیم سراغی از پدرم گرفتیم ولی پیدا نشد. تا ‏اینکه صبح روز دوشنبه ١٢ آذر ماه خانمی با من تماس گرفت و مشخصات پدرم را داد. ‏عکسش را هم برایم فرستاد. بلافاصله پدرم را شناختیم. او گفت که مردی جوان پدرم را در ‏بیمارستان پیدا کرده و مراقب او است.

بلافاصله با آن مرد تماس گرفتیم و متوجه شدیم که ‏پدرم تصادف کرده و بعد از تصادف هم چیز زیادی یادش نمی آید، به طوری که آن مرد تصور ‏کرده بود پدرم آلزایمر دارد. نمی دانیم چه بر سر پدرم آمده که هیچ چیزی یادش نمی آید. ولی ‏او آلزایمر نداشت. بلافاصله راهی کرمانشاه شدیم تا پدرم را از بیمارستان بیاوریم. به ما گفته‏اند که حالش خوب است و هیچ آسیب جدی جسمی به او وارد نشده هست. ما حتی نمی دانیم که ‏او به کربلا رفته یا نه؛ مدارک داشته است یا نه، باید صبر کنیم حالش بهتر شود تا از خودش ‏بپرسیم.»‏

گمشده کربلا در زلزله کرمانشاه پیدا شد

شهروند

واژه های کلیدی: تصادف | زلزله | زندگی | کربلا | خانواده | خانواده | کرمانشاه | کرمانشاه | بیمارستان | بیمارستان